فرایند تربیت فرزندان دراندیشه دینی

۳۶. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۳۸۰. ۶۶. ↑ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج۱، ص۴۵۷، باب المحبوبات، ح۱۰۵۷. ۱۰۶. ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم، ص۴۵۷، ح۴. ۹۵. ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم، ص۴۱۱، ح۵۱. ۲۰۱. ↑ شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۳، ص۵۶۱۵۶۲. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج۲، ص۶۷۶. چون که ما یک فهم درستی از ماهیت دولت، از ماهیت ترکیب بین جمهوریت و اسلامیت نداریم دچار این مشکل شدیم. ما نیاز نداریم که با استدلالِ نیرومند و قوی به کودک جواب دهیم ؛ زیرا او دراین رابطه شاید نتواند حقایق را درک کند و مبانی درک منطقی و مستدل او چندان رشدی ندارند ؛ ولی ضروری است پاسخ ها قاطع باشند آن چنان که او را قانع کنند نه ساکت ، قلب پاک و منزه او باید آن را بپذیرد و ذهنش آن را در خود جای دهد.

ما انسانها زمان احساس شادی و رضایت از زندگی داریم که بتوانیم رسالت خودمان را پیدا کنیم و در مسیر آن حرکت کنیم و از طرفی تمامی نیازهای ما به یک اندازه و در حد تعادل پاسخ داده شود. نوزاد انسان در ابتدای تولد، تنها در ارتباط با مادر قرار می گیرد و با دریافت به موقع پاسخ نیازهایش، عشق و امنیت را تجربه می کند. یعنی ممکن است حضانت به عهده مادر باشد اما پدر نفقه وی را پرداخت کند. کسی که حضانت طفل را بر عهده دارد با امور مالی او کاری ندارد. بنابراین، اگر هنگام بررسی تربیت دینی، گاه با بحران دینگریزی بعضی از جوانان و نوجوانان روبرو میشویم، باید در جمع بندی و داوری خود، بیتوجهی به برخی از بسترهای تربیت را نیز به حساب آوریم. بررسی های علمی نشان می دهند که بیشتر لامذهبان و یا مخالفان مذهب از دو گروهند:یکی فردی که در دوران کودکی و نوجوانی آگاهی و تربیت مذهبی به او نداده اند و دیگر فردی که تربیت مذهبی دوران کودکی اش با خشونت و سختگیری توأم و همراه بوده است و یا کودک را در عین نفهمیدن مسئله ای وادار به عمل کرده اند.

اما احتمالاً بچه ها هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارند. ولی وقتی تربیت در علوم تربیتی می رود گاهی اوقات آزادی و استقلال و این شان انسانی در برنامه های تربیتی ملاحظه نمی شود. ولی همین نامه وقتی به دست انسان آگاهی رسید ماجرا تغییر کرد. ولی آگاهی عمیق مادر ادیسون باعث شد او به یک ابر انسان تبدیل شود. اگر توماس این متن را در کودکی خوانده بود قطعاً یک انسان شکست خورده میشد. اگر به معنای کلمه تربیت مراجعه کنیم، کلمه ای است که زیاد برای این مفهومی که ما به کار می بریم مناسب نیست. من هر وقت کلمه تربیت را می شنوم ، پشتم می لرزد و می گویم این “خود” دارد حذف می شود. رفع نیازهای نامشخص مفهوم خاصی دارد. پدر و مادری که هدف های مشخص و مقررات همه جانبه ای دارند نمی توانند روش تربیتی خاصی نداشته باشند. این امر آن چنان از نظر روانشناسان تربیتی گسترش دارد كه برخی از آنها رفتار فرزندان را انعكاسی از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول كودك خود را به من بنمای تا بگویم تو كه هستی .

رفتار والدین بخصوص مادر تاثیر فراوانی بر روی کودکان دارد. در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی سابق در صورتی که پدر و مادر زندگی مشترکی نداشتند، فرزند پسر تا ۲ سالگی و فرزند دختر تا ۷ سالگی نزد مادر میماند و پس از آن پدر میتوانست فرزند را از مادر تحویل بگیرد. والدین و مربیان اعتقاد به خدا، به مذهب و تعالیم آن را به گونه ای در کودک پدید آورند که روح مذهب در آنان به صورتی صحیح استوار گردد. 4- خستگی جسمی و ذهنی : ما دوست داریم که فرزندان ما عامل به مذهب و تعالیم آن باشند ولی نمی خواهیم که کودک را در طریق مذهب و عبادت و طاعت آن چنان خسته کنیم که از آن متنفر و بیزار گردد. از تربیت یک جورهایی معنای هدایت فهمیده بشود کفایت می کند و ما استفاده می کنیم. چرا باید فرزندان و شاگران خود را تربیت کنیم؟ این را می توانیم برای معنای تربیت در نظر بگیریم. ما حتی معتقدیم که الگوهای تربیتی کودکان در جنبه ی اخلاق ، و در صبر و اخلاص و امانت و پاکی و برکناری از شبهات باید خدا گونه باشند، صاحب علم و آگاهی باشند و نظریه ای را عرضه و ارائه کنند که مدافع آن هستند ، در نظر داشته باشند که ذهن کودک به زمین آماده ای شبیه است که همه چیز را می پذیرد ، حتی اوهام و خرافات را.

دیدگاهتان را بنویسید